تبلیغات
کوچه پس کوچه های انتظار - امام رضا منو بزرگ كرده

کوچه پس کوچه های انتظار

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

چهارده سالش بیشتر نبود. وقتی پشت لودر می نشست

مثل شیر می غرید و خاکریز می زد. پشت پیراهنش نوشته  

بود منم گدای امام رضا.. به بچه ها می گفت: امام رضا

منو بزرگ کرده، همه تعجب می کردند، قبل از عملیات

به فرمانده گفت پدرم وقتی من هنوز به دنیا نیومده بودم

بر اثر بیماری از دنیا رفت و مادرم هم بعد از به دنیا اوردن من

از دنیا رفت..

*

والفجر هشت بود و سه راهی شهید سلیمان خاطر فاو.

تک تیراندازهای دشمن رهاش نمی کردند. هفت تا تیر خورد.

اما خاکریز باید تموم می شد. هشتمین تیر خورد به پیشانی اش و ...

منم گدای امام رضا..

امام رضا منو بزرگ کرد..

هشتمین تیر خورد به پیشانی اش...

یا امام رضا ( ع ) التماس دعا 

خادم: 

در مشهد دل چه کربلایی برپاست..



[ پنجشنبه 11 دی 1393 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ تخریبچی مهربون ]

[ نظرات() ]