تبلیغات
کوچه پس کوچه های انتظار - خمس و پیرزن

کوچه پس کوچه های انتظار

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

پیرزنی در قم با نخ ریسی خود، خمس و سهم امامش را نزد آیت الله حجّت می آورد،
وقتی می خواست از اتاق بیرون رود عقب عقب می رفت و خیره خیره به آقا نگاه می كرد،
آقا دلیلش را پرسید؟ پیرزن گفت: می خواهم خوب قیافه ی شما را در خاطرم نگهدارم و
روز قیامت شما را تحویل خدا بدهم و بگویم: خدایا! من جان كندم و خمس و سهم امامم را
به این آقا دادم تا از دینم حفاظت كند، اگر كم گذاشته او را مؤاخذه كن.
مرحوم آیت الله حجّت خمس را زمین گذاشت و زارزار گریه كرد.   

 

هرکدام از ما بچه شیعه ها در آخرت به نحوی مؤاخذه خواهیم شد.
خداوند عواقب امور ما را ختم بخیر فرماید.
خدایا منو ببخش نفهمیدم



[ دوشنبه 6 بهمن 1393 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ تخریبچی مهربون ]

[ نظرات() ]