تبلیغات
کوچه پس کوچه های انتظار - كلام و خاطره شهدا

کوچه پس کوچه های انتظار

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً


 هرگاه در نماز حضور قلب نداشتید بعد از آن یك صفحه قرآن بخوانید.
شهید سید محمدحسن بنی سعید

علاقه‌ی عجیبی به عبادت داشت، مخصوصاً به نماز. دوست داشت كه همیشه نماز را در مسجد بخواند. زیبا دعا می‌خواند و با خدا راز و نیاز می‌كرد. با رفتار خویش باعث شده بود كه مردم برایش احترام خاصی قایل باشند. احترامش به پدر و مادر درخور ستایش بود. با محبت با آن‌ها رفتار می‌كرد. زمانی كه می‌خواست برای آخرین بار به جبهه برود چشمانش پر از اشك شد و آهسته گفت: «این آخرین مرخصی من بود، من دیگر برنخواهم گشت! و دیگر هیچ‌گاه قدم بر خاك روستایمان نگذاشت». 
منبع : منبع :كتاب كرامات شهدا - صفحه: 67 راوی : برادر شهید


[ چهارشنبه 22 بهمن 1393 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ تخریبچی مهربون ]

[ نظرات() ]