تبلیغات
کوچه پس کوچه های انتظار - كلام و خاطره شهدا

کوچه پس کوچه های انتظار

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

  باید حسین‏گونه جان را فدا کنیم و یا زینب‏گونه پیام شهیدان و حسینیان را به گوش عالم برسانیم. شهید موسی اخروی

راه مدرسه اش دور بود. همکلاسی هایش با ماشین می رفتند. آن موقع روزی دوازده ریال پول تو جیبی به او می دادیم تا بتواند هم خودش را ادره کند و هم به مدرسه برود . با اینکه پول کمی بود اما این بچه هیچ وقت شکایتی نداشت. مدتی که گذشت ، متوجه شدیم که اسد الله زودتر از ساعت همیشگی از خانه بیرون می رود و تا مدرسه پیاده روی می کند. علت کارش را متوجه نشدیم تا اینکه یک روز خواهر کوچکش مریض شد. پول کافی برای دوا و رمانش در خانه نبود. وقتی اسد الله متوجه موضوع شد ، رفت و مقداری پول آورد و گفت : این ها را برای روزی مثل امروز پس انداز کرده بودم . طفلکی پیاده مدرسه می رفت تا همان دوازده ریال را هم پس انداز کند!  شهید اسدالله کشمیری


[ جمعه 24 بهمن 1393 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ تخریبچی مهربون ]

[ نظرات() ]