کوچه پس کوچه های انتظار

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
هر وقت مرخصی می آمد . موقع نماز صبح که می شذ به آرامی و با نوازش مهدی را از خواب بیدار می کرد . بعد پدر و پسر با هم وضو می گرفتند و نماز می خواندند . به او می گفتم مرتضی ! هنوز برای مهدی زود است نماز بخواند . در جوابم گفت . از همین الان باید یاد بگیرد . شاید بعد ها من نباشم به او یاد بدهم. 
شهید سید مرتضی حسینی آزاد . 


برچسب ها:نماز، بچگی، شهدا،

[ جمعه 2 اسفند 1392 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ تخریبچی مهربون ]

[ نظرات() ]


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات